تهران از نگاه آوا

کسایی که منو میشناسن میدونن تهران شده خونه‌ی دوم من. برای من که باید از اصفهان هی به سمت تهران سفر کنم.

سفر به تهران

هم بخاطر کار و هم فعالیت‌های هنریم و هم عرصه مدلینگ چندسالیه تقریبا هرماه به این شهر زنده سفر می‌کنم. تهران در حقیقت برای من دو شهر مجزاست. جنوب شهر و شمال شهری متفاوت از هم با مردمی از جای جای ایران. فارس، ترک زبان، کرد، لر، بلوچ، شمالی و جنوبی درکنار هم . با فرهنگی برعکس شهرخودم، که تجمل گرایی نیست و اهل بریز و بپاش نیستن.
براشون فرقی نداره امروز جلوی مهمونشون حتما غذای آنچنانی بذارن، یا خیلی ساده پذیرایی کنن. خیلی خودمونی هرچیزی که می‌خورن رو شریک میشن.

آوا ایران مال
ایران مال

دیدن اون همه کتاب توی باغ کتاب ایران مال که وسعتی باورنکردنی داشت، با نماها و تفاوت های معماری هرقسمت برام خیلی خیلی جذاب بود.برای اطلاعات بیشتر راجع به ایران مال، میتونید این صفحه تو سایت رو ببینید.

تجربیات در تهران

راستش دفعه اولی که مهمون یکی از دوستام بودم، باورم نمیشد همون وعده غذایی قبلی رو در کمال صمیمیت آورد خوردیم. و من از این اخلاقشون خیلی خوشم اومد. ترافیک تهران دومین مسئله ای بود که نظرمو جلب کرد. ساعت۵ صبح باید بیدارمیشدیم، تا برای ساعت۸ سرکار باشیم. توی ترافیک خیلیا کتاب میخوندن، خیلیا آرایش میکردن، بعضیا صبحانه میخوردن. و برای منی که این زمان رو از اصفهان تا قم میگذروندم یجورایی جالب بود.

آوا چهانگیری در تهران
من در تهران

شب‌های تهران با اون همه چراغ تداعی ستاره‌ها توی آسمون بود برام.

قدم زدن تو خیابون ولیعصر

قدم زدن توی پیاده روی خیابون ولیعصر، خصوصا قبل عید، با اون همه دستفروش رو خیلی دوست داشتم. رفتن به درکه و توچال و دربند با طبیعتی متفاوت از دغدغه‌های شهر زیباست.

تهران دریا داره واقعا، اینو برای اولین بار که دریاچه مصنوعی چیتگر رو دیدم، متوجه شدم و تا قبل اون فقط فکر می‌کردم یه شوخیه. دریاچه‌ای که حتی توی تابستان هم خنگیش رو حس میکنی.

دریاچه چیتگر
من و دریاچه چیتگر تهران خیلی غیر یهویی

تجربه بالارفتن از پله‌های زیاد ساختمونای بلندش قبل و بعد ویلچرنشینی، برام یه چالش دوست‌داشتنیه. دیدن اختلاف طبقاتی زیاد بین مردم و چهره‌هایی که هربار بیشتر به سمت پیری و عبوسی میره.

البته این روزهای حال و هوای خاص خیابان 30 تیر هم بسیار خوش مزه و خوب است.

خیابان 30 تیر
خیابان 30 تیر

یادمه اولین بچه‌ی کار رو وقتی دیدم، نتونستم جلوی اشکم رو بگیرم. تا قبل از اون فقط توی تلویزیون دیده بودم.

 

برای اینکه بیشتر با من آشنا بشید و اصلا بفهمید من کی هستم؟! به صفحه اصلی من یعنی آوا جهانگیری مراجعه کنید.

جنگولک بازی آوا
شیطنت آوایی

دیگر تجربه های آوا

از دیگر نوشته‌های آوا می‌توان به آوا در کاشان، خانه ملاباشی و آوا، سفر شیراز آوا و کنار گذاشتن ترس از جمع بودن اشاره کرد.

امتیاز شما به این صفحه:
5
5 از 5 ستاره 1 بررسی

خلاصه این مطلب آوا

در این پست آوا جهانگیری جوان سفرگردی که درگیر بیماری دیستروفی هست، راجع به تهران می‌نویسد. از تجربیاتش در تهران و حس و حال تهران و تفاوت آن با دیگر شهرها…

بیشتر بخوانید/Read More  کنار گذاشتن ترس از جمع بودن
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
4.5 (14 رای)